ندای شیطانی - ندای شیطانی در مقابل ندای آسمانی
صیحه آسمانی، نشانه قطعی ظهور
در هر صورت، به نظر میرسد آنچه روایات به رغم اختلاف در تعابیرشان، بر آن دلالت میکنند، این است که صیحه و ندای آسمانی نشانهای است معرفت بخش و یقین آور که شناسایی قائم (عج) را برای ما مقدور میسازد؛ اما روشن است این نشانه، دلیلی برای ایمان اجباری به مهدی موعود نیست؛ بلکه در همان هنگام نیز شیطان نقش فعالی را در به انحراف کشاندن انسانها از مسیر هدایت اجرا میکند و به وسیل? ندای دوم سعی میکند بذر شک و تردید را در قلبها پراکنده سازد (صدوق، 1395: 650 و نعمانی، 1397: 265) و همانگونه که در طول تاریخ همواره انسانهایی بودند که با وجود دیدن معجزات فراوان از پیامبران، به آنها ایمان نیاوردند؛ هنگام ظهور نیز انسانهایی خواهند بود که به رغم مشاهد? نشانههای آشکار تسلیم حق نشده و رهسپار وادی ضلالت و گمراهی میشوند.
افزون بر آن در روایات، کارکرد ندای دوم، ایجاد شک و تردید در دلهاست؛ نه ایجاد معرفت و یقین؛ در حالی که در مورد ندای اول، روایات تاکید دارند که این نشانه چنان از قدرت معرفت زایی بالایی برخوردار است که بر اساس آی? 4 سور? شعراء، جای شک و تردید برای هیچ کس باقی نمیماند و همگی در برابر آن خاضع و تسلیم میشوند و این دلیل دیگری است که ما را بر آن میدارد ندای اول را معجزه بدانیم و ندای دوم را امری طبیعی و غیر معجزه وار؛ زیرا امری که یقین و اطمینان ایجاد کند، معجزه است؛ و الاّ ایجاد شک و شبهه و تردید در توان همه وجود دارد. بر این اساس، این ندا، نشانهای الاهی است که اگر نازل شود هیچ جای شبهه و تردید در آن نیست و همه در برابر آن خاضع شده و بر آن گردن مینهند (نعمانی، 1397: 260)؛ یا در ادام? روایتی که در آن بیان شده است: «امر فرج روشن تر از خورشید است»؛ چنین آمدهکه صدایی از آسمان شنیده میشود و منادی ندا میدهد که همانا فلان بن فلان امام شماست و او را به اسم و نسب معرفی میکند و چنین برداشت میشود که این ندا و صیح? آسمانی از دلایل اصلی روشن و آشکار بودن این امر است.
دو ندای آسمانی در زمان ظهور امام زمان (عج)
ندای آسمانی، مقارن ظهور و تفسیر آیه شریفه « جزء 26 سوره ق آیه 41 وَاسْتَمِعْ یوْمَ ینَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ یعنی و گوش فرا ده و منتظر روزىباش که منادى از مکانى نزدیک ندا مىدهد، چنان که «علی بن ابراهیم» در تفسیر آیه شریفه از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: منادی ندا میکند به اسم قائم علیه السلام واسم پدرش«روزی که میشنوند فریاد را به راستی این است روز خروج (درتفسیر همان آیه که) صیحه (آسمانی و از علائم ظهور) قائم علیه السلام است. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: "به هنگام خروج قائم عج منادی آسمان بانگ می زند: هان ای مردمان! خداوند مهلت ستمگران را پایان بخشید و بهترین امّت محمد صلّی الله علیه و آله را به پیشوایی و سرپرستی شما برگزید، خود را در مکّه به او برسانید6امام باقر علیه السّلام در این باره می فرمایند: "منادی آسمانی در اوّل صبح بانگ بر می آورد: ای مردمان! آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست.
شیطان که نفرین خدابر او باد، در آخر همان روز بانگ بر می آورد: حق با سفیانی و پیروان اوست7 زمان وقوع صیحه به شهادت روایات موجود زمان وقوع این صیحه در شب جمعه بعداز نماز صبح، بیست و سوم از ماه مبارک رمضان است، که در لحظات آخر روز بیست و سو م صدای گریه ابلیس بلند می شود و مردم را به پیوستن به لشکریان سفیانی فرا می خواند. اگر درخبری هم دچار شکّ و تردید باشند در مورد صیحه آسمانی هیچ تردیدی نخواهند داشت، که با نام پدر و نام اجداد طاهرین او (عج) ندا خواهند شد5 مفاد این صیحه حال که وجود صیحه با مدد از روایت به اثبات رسید باید دیدکه مفاد این صیحه چیست؟ آیا فریادی بی مناسبت؟ یا نه ، ندایی است که پیام و فرمانی در بر دارد.
امیر المؤمنین علی علیه السلام در فرازی از یک روایت که در باب احوال آخرالزّمان ایراد فرمودهاند میفرمایند: آنگاه امور مردم هرگز اصلاح نمیشود و هرگزنمیتوانند در اطراف یک محور گرد آیند، تا هنگامی که منادی از آسمان بانگ برمیآورد: به سوی فلانی بشتابید و از او دور نشوید. این نشانه از نشانههای محتوم است و در نامه حضرت ولی عصر(عج) به آخرین نایب خود به نام سمری تصریح شده که هر کس پیش از وقوع صیحه و خروج سفیانی ادّعای مشاهده کند، دروغگو است و این خود دلیلی محکم است که پیش از ظهور، خروج سفیانی و ندای آسمانی اتّفاق خواهد افتاد. امام باقر علیه السلام در فرازی از یک روایت بلند بالا دربیان علائم و کیفیت ظهور چنین می فرمایند: "به ناچار این دو صیحه پیش از قیام قائم(عج) شنیده خواهد شد؛ یکی از آسمان که صدای جبرئیل امین است و دیگری از زمین که صدای شیطان لعین است.
ویژگیهای ندای آسمانی هنگام ظهور
اگر گفته شود در نقل احادیث، اصل عدم زیاده، بر اصل عدم نقیصه مقدم است و به دلیل ذکر نشدن نیمی از روایت در نقل شیخ صدوق، نقل شیخ طوسی و نعمانی بر آن مقدم است و با این بیان، ندای آسمانی درماه رجب توسط این حدیث ثابت می شود، می گوییم در مورد یک یا دو کلمه یا یک جمله احتمال غفلت و افتادگی از راوی یا نساخ پذیرفتنی است؛ ولی نمی توان پذیرفت که ذکر نکردن چندین سطر توسط شیخ صدوق از روی غفلت باشد، مگر اینکه بگوییم شیخ صدوق به دلیل عدم اعتماد به بقیه حدیث به دلیل اختلاف در نقلها از آوردنش صرف نظر کرده است. ثانیاً در اخبار ندای آسمانی، عبارتهایی دال بر همگانی بودن و شنیدن هر قومی با زبانشان وجود داشت؛ ولی در اخبار ندای ابلیس، عبارتی که همگانی بودن آن را برساند، وجود ندارد، مگر اینکه از روی تقابل با ندای آسمانی، قایل به فراگیر بودن آن شویم؛ از اینرو ندای ابلیس، مانند سحر جادوگران مقابل معجزه حضرت موسی علیه السلام است؛ یعنی به وضوح، حق از باطل مشخص است؛ ولی اهل باطل به دنبال بهانهای هستند، تا به حق نگروند و جبههای مقابل آن تشکیل دهند.
معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به نام و نسب که دهها حدیث به آن اشاره دارند (نعمانی، همان: ص168و 262 و…؛ صدوق، 1380: ج1، ص597؛ کلینی، همان: ج8، ص178؛ طوسی، همان: ص452) و بیان امارت و حکومت برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که چندین روایت (نعمانی، همان: ص266؛ صدوق، همان: 2ج، ص555؛ خزاز قمی، همان: ص147) با عبارتهایی چون «ان ولیکم فلان بن فلان القائم بالحق»؛ «هذا المهدی خلیفة الله»؛ «فلان بن فلان هو الامام» بر این مطلب دلالت میکنند. در روایتی از زراره بن اعین میخوانیم: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: «تعجب میکنم، خدا شما را سلامت بدارد! با وجود عجایبی چون خسف بیداء سپاه )سفیانی( و ندایی که از آسمان است، چگونه باز با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میجنگند؟» حضرت فرمود: «همانا شیطان آنان را رها نمیکند، تا اینکه ندا میدهد، همانطور که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز عقبه[2] ندا داد» (نعمانی، همان: ص273).
ندای آسمانی - سید حسن زمانی - بنیاد فرهنگی امامت
اگر گفته شود در نقل احادیث، اصل عدم زیاده، بر اصل عدم نقیصه مقدم است و به دلیل ذکر نشدن نیمی از روایت در نقل شیخ صدوق، نقل شیخ طوسی و نعمانی بر آن مقدم است و با این بیان، ندای آسمانی درماه رجب توسط این حدیث ثابت می شود، می گوییم در مورد یک یا دو کلمه یا یک جمله احتمال غفلت و افتادگی از راوی یا نساخ پذیرفتنی است؛ ولی نمی توان پذیرفت که ذکر نکردن چندین سطر توسط شیخ صدوق از روی غفلت باشد، مگر اینکه بگوییم شیخ صدوق به دلیل عدم اعتماد به بقیه حدیث به دلیل اختلاف در نقلها از آوردنش صرف نظر کرده است. معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به نام و نسب که دهها حدیث به آن اشاره دارند (نعمانی، همان: ص168و 262 و…؛ صدوق، 1380: ج1، ص597؛ کلینی، همان: ج8، ص178؛ طوسی، همان: ص452) و بیان امارت و حکومت برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که چندین روایت (نعمانی، همان: ص266؛ صدوق، همان: 2ج، ص555؛ خزاز قمی، همان: ص147) با عبارتهایی چون «ان ولیکم فلان بن فلان القائم بالحق»؛ «هذا المهدی خلیفه الله»؛ «فلان بن فلان هو الامام» بر این مطلب دلالت میکنند.
ثانیاً در اخبار ندای آسمانی، عبارتهایی دال بر همگانی بودن و شنیدن هر قومی با زبانشان وجود داشت؛ ولی در اخبار ندای ابلیس، عبارتی که همگانی بودن آن را برساند، وجود ندارد، مگر اینکه از روی تقابل با ندای آسمانی، قایل به فراگیر بودن آن شویم؛ از اینرو ندای ابلیس، مانند سحر جادوگران مقابل معجزه حضرت موسی علیه السلام است؛ یعنی به وضوح، حق از باطل مشخص است؛ ولی اهل باطل به دنبال بهانهای هستند، تا به حق نگروند و جبههای مقابل آن تشکیل دهند. پرسیدم: «پدر و مادرم فدای شما! آن نداء چیست؟» فرمود: «سه صوت در ماه رجب است؛ اولین آنها «الا لعنه الله علی الظالمین» و دومی: «أزفت الآزفه یا معشر المؤمنین» و سومی، دست آشکاری همراه خورشید میبینند که ندا میدهد: «آگاه باشید! همانا خداوند فلانی را برای نابودی ستمگران فرستاد و در آن وقت گشایش مؤمنان میآید (نعمانی، همان: ص286؛ صدوق، همان، ج2، ص59؛ طوسی، همان: ص439؛ مسعودی، 1409: ص281؛ صدوق، 1378: ج2، ص6 ).